آبان ۱۷، ۱۳۸۹

خواستار آزادی فوری و بی قید شرط مادران در بند می باشیم


1605582510
نقض بی شمار موارد حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران مسئله ای است که خصوصاَ پس از سرکوبهای وحشیانه بدنبال انتخابات مخدوش ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ هرروزه توجه بیشتری از وجدانهای بیدار را در جهان به خود معطوف ساخته است؛ از جمله اعدامهای گسترده ، زندان و شکنجه مخالفان سیاسی و دگراندیش، دستگبری فعالین حقوق بشر، روزنامه نگاران،… و حتی وکلای آنان. اینک در پی این همه ظلم و بیدادگری، حکومت جمهوری اسلامی سرکوبها و فشار های داخلی خود را به آنجا رسانده که حتی” مادران عزادارایران” (مادران پارک لاله) راکه به طرق قانونی و مسالمت آمیز به دادخواهی از فرزندان خود برخاسته اند، به بندمی کشد. مادرانی که در مقابل کشتار های بیرحمانه ، زندانی، شکنجه شدن و ناپدید شدن فرزندانشان عدالت را طلب می کنند، اینک پاسخشان میله های زندان است! شنبه۱۷ مهر۱۳۸۹( نهم اکتبر ۲۰۱۰) دو تن از این مادران ژیلا ترمسی و اکرم زینالی به همراه دختران جوانشان به طور همزمان در خانه های خود مورد یورش مأموران حکومتی قرار گرفته و بازداشت شدند. گرچه پس از ۱۲ روز دختران آنان که حتی سابقه هیچگونه فعالیت حقوق بشری نیز نداشتند به قید کفالت آزاد شدند، اما این مادران همچنان با اتهامات واهی در زندان به سر می برند. خانواده های آنان نیز شدیداَ تهدید شده، تحت فشار هستند که هیچ گونه تماسی با خبرگزاری ها و دیگر مراجع نداشته باشند.
خانم ژیلا ترمسی مادری است که یکسال حبس و شکنجه ء پسر ۱۹ ساله اش ،حسام ، آرام و قرار را از او و خانواده اش گرفته بود و مدت ها در پشت دیوار های زندان اوین همراه با دیگر مادران بست نشسته بود. حسام ترمسی که به دنبال دستگیری در اعتراضات سال گذشته مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، پس از یکسال تازه از زندان آزاده شده بود ،بلافاصله پس از آزادی، به منظور تهدید به سکوت، مورد حمله عوامل لباس شخصی حکومتی قرار گرفت و با ضرب چاقوی زهرآ گین شدیداَ مسموم و بیمار شد.
نیز خانم اکرم زینالی، مادر دیگر دربند ، مادر سعید زینالی است که یازده سال پیش در پی نا آرامی های دانشگاه پسر ۲۱ ساله دانشجویش را در مقابل چشمان او و خانواده اش در منزل بازداشت کردند و سالها جستجو ومراجعه وی را به مراجع قانونی گوناگون برای یافتن فرزند ناپدید شده اش بی پاسخ گذاشتند.
تنها”جرم” این مادران آن است که علیرغم تمام زخمهایی که خود بر دل داشتند در کنار دیگر “مادران عزادار ایران” (مادران پارک لاله ) که به صورتی خود جوش گرد هم آمده بودند پرچمدارعدالت ، و آزادی بودند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آبان ۱۰، ۱۳۸۹

پیام آیت الله بروجردی پیرامون توطئه علیه جان زندانیان سیاسی


آیت الله بروجردی طی پیامی که امروز در اختیار “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران” قرار گرفت، هشدار داده است
اکنون که گردانندگان حکومت ولایت فقیه اعتبار داخلی و بین المللی خود را بطور کامل از دست داده، توطئه هایی را طرح ریزی نموده اند تا زندانیان سیاسی را به هر طریق ممکن از بین ببرند
به این دلیل، ناظران بین المللی و حتی بازرسان داخلی اجازه بازدید از زندانها را ندارند که این امر، افزایش تهدیدها و سوء قصد علیه جان مخالفین زندانی را به دنبال داشته است
boroujerdi-85
این دگراندیش زندانی به اخبار نگران کننده پیرامون وضعیت ناگوار زندانیان عقیدتی سیاسی از جمله: نسرین ستوده، بهاره هدایت،شبنم مددزاده، حشمت الله طبرزدی، عیسی سحرخیز، عبدالله مومنی، منصور اسانلو، احمد زید آبادی، ارژنگ داودی، محمد اولیائی فر، محمد صدیق کبودوند، مجید توکلی، احمدی امویی، بهروز جاوید تهرانی، مصطفی تاج زاده، ابوالفضل عابدینی، کیوان صمیمی، محمد علی صارمی و …. اشاره کرده و می گوید
“از تمامی انسانهای آزاده و نهادهای مدافع حقوق بشر درخواست می کنم واکنش سریع تر و گسترده تری نسبت به وضعیت اسفناک زندانیانی که زیر انبوهی از شکنجه های جسمی و روحی، حاضر به معامله با رژیم مستبد ولایت فقیه نشده اند، از خود نشان دهند
در پایان پیام آمده است
اینجانب از داخل زندان مخوف اوین، به همراه خیل کثیر ایرانیان تحت ستم که مخالف دین سیاسی بوده و خواهان برقراری روابط صلح آمیز با جهانیان می باشند، از اقدامات جدید پرزیدنت باراک اوباما، خانم هیلاری کلینتون، سناتور جان مک کین و برخی از سران اروپائی برای پیگیری نقض گسترده حقوق بشر در ایران، قدردانی کرده و به این وسیله از تمامی رهبران کشورهای قدرتمند جهان می خواهیم که حمایت از آزادی و حقوق بشر را در صدر اولویت های بین المللی خود قرار دهند و این موضوعات حیاتی را بدون در نظر گرفتن منافع و معادلات سیاسی دنبال نمایند
آیت الله کاظمینی بروجردی ۱۰ آبان ۱۳۸۹

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آبان ۰۶، ۱۳۸۹

انتقال زندانی سیاسی محمدعلی منصوری به سلولهای انفرادی بند 1 معرف به سگدونی





بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی محمدعلی منصوری به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگدونی منتقل گردید.
روز گذشته 4 آبان ماه اطلاعات زندان همراه با گارد زندان گوهردشت کرج به بند 4 یورش بردند و زندانیان سیاسی را مورد اذیت وآزار قرار دادند و دست نوشته های آنها و سایر وسایل شخصی را با خود بردند. این یورش وحشیانه به مدت دو ساعت ادامه داشت.
کرمانی و فرجی پس از پایان یورش وحشیانه، زندانی سیاسی محمدعلی منصوری را با خود بردند و برای مدت طولانی او را مورد بازجویی قرار دادند.پس از بازجوی و برخوردهای غیر انسانی او را به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگدونی که شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج می باشد منتقل کردند.
روز دوشنبه 3 آبان ماه زندانیان بند 4 به دلیل پایان یافتن دوران محکومیت و آزادی یکی از همبندیانشان او را با "سرود ای ایران ای مرز پر گهر" همراهی کردند.تعداد زندانیانی که سرود ای ایران را می خواندند بسیار زیاد بود و فریاد سرود آنها زندان گوهردشت کرج را فرا گرفته بود.
کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و سایر زندانبانان از این اقدام زندانیان به وحشت افتاده بودند و گفته می شود یورش روز سه شنبه و انتقال آقای محمد علی منصوری بدین خاطر بوده است.
زندانی سیاسی محمد علی منصوری به دلیل شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 دستگیر شد و توسط قاضی فرمایشی صلواتی به 17 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شد. او همچنین از زندانیان سیاسی دهۀ 60 می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران یورش به زندانیان بی دفاع و انتقال آنها به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در ایران است .
بر گرفته از سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آبان ۰۴، ۱۳۸۹

هرانا؛ حشمت الله طبرزدی: از دادگاه های بین المللی میخواهم به شکایت من علیه اقای خامنه ای رسیدگی کنند


خبرگزاری هرانا - مهندس حشمت الله طبرزدی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج با  نگارش شکایت نامه ای از وکلای دادگستری خواهان ارائه آن به دادگاه های بین المللی شد.
متن این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
وکلای مدافع محترم؛
بانوان گیتی پورفاضل ، نسرین ستوده و آقایان محمد اولیایی فرد، خلیل بهرامیان ، محمد علی دادخواه ،جهانگیر محمودی

درودهای گرم من تقدیم به شما وکلای شریف،با وجدان وآگاه

شما سروران گرامی بهتر از من آگاه هستید که مشکل اساسی ما ملت ایران،محرومیت از داشتن قوه ی قضاییه مستقل،بی طرف و قدرتمند است.
زیرا رییس این قوه،غیر انتخابی و منصوب رهبر حکومتی است و اختیارات رهبر، با اختیارات همه ی ملت برابر و بلکه با تفسیری که از« ولایت مطلقه ی فقیه»صورت می گیرد، برتر از قوه ی انتخاب و اختیارات ملت می باشد.

رییس منصوب به حاکمیت نه در مقابل ملت بلکه فقط در مقابل رهبر و دسته های حکومتی پاسخگو است. ضمن اینکه دخالت در امور قضایی و به ویژه در رای قاضی ها به صورت سازمانی،سیستماتیک انجام می گیرد.

نیروهای امنیتی،مراکز قدرت و حتی نظامی ها به راحتی قاضی ها را تحت تاثیر اراده ی خود قرار می دهند و این در حالی است که نحوه ی گزینش قاضی ها غیر دموکراتیک و غیر انتخابی وبا اعمال اراده ی مراکز حکومتی صورت می گیرد.

آیین دادرسی رعایت نمی شود و به ویژه در محاکم امنیتی یا دادگاه های انقلاب که به اتهامات زندانیان سیاسی رسیدگی می شود،صرفا اراده ی مراکز گوناگون امنیتی حاکم است.

اصل 168 قانون اساسی مبنی بر؛«رسیدگی به اتهام ها و جرایم سیاسی در دادگاه صالحه،علنی،با حضور وکیل مدافع و هیئت منصفه» هیچگاه اجرا نشده و اجرا نمی شود.

در صورتی که قوه ی قضاییه مقتدر،مستقل و عدالت محور،می بایست با رعایت اصل تفکیک قوا بوجود بیاید.رییس این قوه باییستی
توسط قاضی های مجرب،دانشمند،مستقل و عادل انتخاب شود، قاضی در امر قضا، مستقل و صرفا تابع قانون و عدالت باشد و دولت یا هر نهاد حکومتی دیگر،امکان اعمال نظر بر قاضی یا شورای عالی قاضی ها و رییس قوه ی عدلیه را نداشته باشد.

بانوان و آقایان ارجمند؛

صد سال پیش ،انقلاب مشروطیت با خواست عدالت خانه به پیروزی رسید. زیرا آزادی خواهان صدرمشروطیت،آگاه بودند،بدون داشتن قوه ی قضاییه ی مستقل،نمی توان به آزادی،دموکراسی،رفاه،پیشرفت،امنیت و عدالت رسید. اما با داشتن یک قوه ی قضاییه ی مستقل و عدالت محور،می توان به همه ی خواسته های قانونی ملت دست یافت.

اینک نزدیک به یک 110 سال از آن انقلاب می گذرد،اما با قوه ای رو به رو هستیم که به طور کامل در اختیار دستگاه های نظامی-امنیتی و ایدئولوژیک حاکم است.
عدالت،انصاف و بی طرفی اولین و مهم ترین قربانی در پیشگاه این قدرت ایدئولوژیک و فراقانون است.

بی عدالتی،تبعیض و بی انصافی آنچنان بر محاکمی که به اتهامات عقیدتی یا سیاسی رسیدگی می کنند،حکم می راند که بدون هیچ اغراق یا زیاده گویی می بایست اعتراف کنم،من و امثال من امیدی به رعایت عدل و قانون نداشته،بلکه همواره قربانی ظلم و تبعیض بوده و هستیم.

برای قربانیانی چون من،کدام راه پا بر جا می ماند تا با پیمودن آن،امید تظلم خواهی داشته باشیم؟

اگر از سوی دستگاه های قدرتمند امنیتی و حکومتی حقوق ما زیر پا گذاشته شود که چنین شده است،می بایست در دستگاه عدلیه تظلم خواهی نماییم.
اگر دستگاه عدلیه زیر نفوذ و در اختیار همین دستگاه های قدرتمند امنیتی و حکومتی بود،در آن صورت چه راهی برای دادخواهی شهروند بی پناه باقی خواهد ماند؟
16 سال است،توسط دستگاهی امنیتی-نظامی و قضایی متحمل خسارت های فراوان مادی و معنوی شده ام.

برای نمونه باید از توقیف و تعطیلی، نشریه های پیام دانشجو،ندای دانشجو،گزارش روز و هویت خویش نام ببرم که سمت مدیر مسئولی یا سردبیری آن ها را برعهده داشته و در دوره ی 6ساله از سال1373تا1379،همگی به صورت غیر قانونی از سوی حاکمیت تعطیل شد و موجبات ضرر و زیان های فراوان معنوی و مادی را برای من و همکارانم به وجود آورده اند.
من را از حقوق اساسی ام محروم کرده اند و قانون اساسی را زیر پا گذاشته اند.زیرا آزادی بیان از حقوق اساسی شهروند آزاد است.

طی 16 سال گذشته بارها و بارها،به صورت غیر قانونی و خود سرانه بازداشت شده ام و به ویژه از 27 خرداد ماه 1378 تا کنون زندانی بوده و تا کنون حدود 11 سال و 8 ماه را در زندان های مختلف گذارنده ام نزدیک به 33 ماه را در سلول های انفرای در بازداشتگاه های امنیتی و زیر شکنجه بوده ام. و پس از گذران این مدت حال حکم 9 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق را در برابر نگاهم قرار دادند.
طی همین دوره به صورت غیر قانونی تشکل قانونی «اتحادیه اسلامی دانشجویان ودانش آموختگان دانشگاه ها»
که من سمت دبیر کلی آن را داشته ام،به صورت غیر قانونی و توسط شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد(زارعی دهنوی)منحل اعلام کرده اند.
از برگزاری هر نوع میتینگ یا تظاهرات مسالمت آمیز که از حقوق اساسی و قانونی من و هم میهنانم می باشد،جلوگیری کرده اند و در عوض،زندان و شکنجه و محرومیت اجتماعی برایم به ارمغان آورده اند.

حق بیان،حق تشکیل حزب و حق مشارکت در سرنوشت سیاسی که در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است را از من سلب کرده اند و تفتیش عقیده،محرومیت اجتماعی و زندان را به جای آن نشانده اند.

بارها و بارها و به صورت غیر قانونی و مسلحانه به درون خانه ام ریخته اند،اموالم را برده اند و موجبات ترس،نا امنی و وحشت در بین اعضای خانواده ام را فراهم کرده اند.
در16 سال گذشته،من حتی در خانه ام-آنگاه که زندان نبوده ام-امنیت نداشته ام.بارها از سوی نیروهایی لباس شخصی،امنیتی،انتظامی مورد توهین،شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفته ام و یک بار در 24 آبان ماه 1376 در حمله ی گروه فشار به دفتر هفته نامه ی پیام دانشجو،تاسر حد مرگ،من را ضرب و شتم نمودند.

سلب حقوق،محرومیت ها،توقیف و تعطیلی ها،تفتیش عقیده،سانسور،شکنجه،نا امنی ها و زندان ها در طی 16 سال گذشته و در زمان تصدی 3 رییس قوه ی قضاییه،آقایان محمد یزدی،محمود شاهرودی و صادق لاریجانی انجام گرفته است اما مسئولیت واقعی بر گردن رهبر مادام العمر و غیر پاسخگو با قدرت فرا قانون است.زیرا همه ی قوا و قدرت ها،زیر نظر رهبر است.

بر همین اساس،از شما وکلای محترم تقاضا مند هستم،به من که اینک با محکومیت غیر قانونی و ظالمانه ی جدید،در زندان به سر می برم کمک کنید تا بتوانم برای جبران بخشی از این ضرر و زیان های معنوی و مادی ،از طریق محاکم بین المللی درخواست دادخواهی کنم.من ناگزیر از اعلام جرم علیه جمهوری اسلامی هستم.

من رسما شکایت خود علیه آقای علی خامنه ای رهبر حکومت جمهوری اسلامی را تقدیم محاکم بین المللی نموده از شما وکلای محترم و هر انسان آزاده ی دیگر،درخواست کمک می کنم تا این دادخواست،مسیر قانونی و حقوقی لازمه را طی کرده و به صورت موثر پی گیری شود.

از خانم ها مهرانگیز کار ،شیرین عبادی و اقایان عبدالکریم لاهیجی ،محمد مصطفایی و سایر وکلای بین المللی و نهادهای مربوطه و حقوق بشری در این امر مهم استمداد می طلبم.

اعلام جرم من علیه آقای علی خامنه ای به عنوان رهبر حکومت،که دارای قدرت مطلقه،فرا قانون،غیر پاسخگوو مادام العمر است،به اتمام موارد و عناوین مجرمانه به شرح ذیل می باشد و جبران خسارت های معنوی و مادی را خواهانم:

1- اعمال سانسور و تفتیش عقیده.
2- توقیف غیر قانونی نشریه های پیام دانشجو،ندای دانشجو،هویت خویش و گزارش روز.
3- سلب حقوقی چون آزادی بیان.
4- ضرب و شتم های مکرر توسط نیروهی امنیتی،انتظامی و نظامی.
5- بازداشت های مکرر و خود سرانه.
6- اعمال شکنجه در بازداشتگاه های نظامی و امنیتی.
7- محکومیت ها و حبس های طولانی از طریق دادگاه های غیر صالحه ی امنیتی و زیر پا گذاشتن اصول قانون اساسی در فصل مربوط به حقوق اساسی ملت و شهروند تحت احکام مختلف.11 سال در گذشته
گذرانده ام و با این حکم جدید 9 سال و 74 ضربه شلاق باید 9 سال دیگر از عمر خود را در زندان سپری کنم.
8- تعطیل نمودن همه ی فعالیت های حزبی،تشکیلاتی و قانونی من از طریق بازداشت و سرکوب و سلب حقوق اساسی در این حوزه.
9- زیر فشار قرار دادن من از طریق نیروهای امنیتی و ایجاد ترس و ناامنی برای اعضای خانواده ام از طریق تهدید تلفنی یا هجوم مکرر به دفتر کار و خانه ام.
10- جلوگیری از میتینگ ها و تظاهرات مسالمت آمیز که از حقوق قانونی هر شهروند آزاد است.این اقدام ها،زیر عنوان:تبانی و تجمع به قصد بر هم زدن امنیت ملی،سرکوب گردیده است.
11- جلوگیری از مشارکت آزاد من در تعیین سرنوشت و از طریق انتخابات آزاد.این اقدام از سوی شورای نگهبان صورت پذیرفته است.

شایان ذکر است اسناد و مدارک مربوط به ادعاهای بالا،موجود است و به محض تشکیل محکمه ی بین المللی برای رسیدگی به جرایم ارتکابی حکومت تحت امر آقای علی خامنه ای،تقدیم خواهد شد.

زندانی سیاسی حشمت اله طبرزدی
ایران/کرج/زندان رجایی شهر/1389خورشیدی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آبان ۰۳، ۱۳۸۹

احضار ،بازجویی و تهدید به بازداشت فرزند وبلاگ نویس زندانی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بازجویان وزارت اطلاعات اعضای خانواده وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پورشجری را احضار،مورد بازجویی و تهدید به بازداشت نمودند.

روز پنجشنبه 29 مهر ماه خانم میترا پورشجری فرزند وبلانویس اسیر را به ادراه اطلاعات مشهد احضار نمودند و بیش از 2 ساعت مورد بازجویی و تهدید به بازداشت کردند. یکی از بازجویان اداره اطلاعات مشهد با نام مستعار محمدی فرزند وبلاگ نویس زندانی را تهدید نمود در صورت اطلاع رسانی در مورد وضعیت و شرایط پدرش او را هم دستگیر خواهند کرد و همچنین فشارها را بر پدرش شدت خواهند بخشید.بازجویان وزارت اطلاعات از افشای اعمال ضد بشری خود وحشت دارند و با تهدید و ارعاب سعی دارند که خانواده ها را از شرایط قرون وسطایی که بر عزیزانشان روا داشته می شود را ساکت نمایند.محمدی در ادامه تهدیداتش گفت:شما اگر ناراضی هستید می توانید کشور را ترک کنید و از اینجا بروید.

از طرفی دیگر از مدتی پیش به خانواده آقای پورشجری اعلام کرده بودند که روز یکشنبه 2 آبان ماه آقای پورشجری را به بازپرسی شعبه 6 دادگاه انقلاب کرج خواهند آورد تا توسط فردی بنام محمد یاری مورد بازپرسی قرار گیرد.بعضی از اعضای خانواده که از مشهد عازم کرج بودند تا شاید بتوانند او را ببینند ولی در آخرین لحظات به آنها گفته شد که جلسه بازپرسی انجام نخواهد گرفت و برای زمان نامشخصی به تعویق افتاده است.هنگامی که خانواده پور شجری به محمدیاری مراجعه نمودند و خواستار ملاقات با عزیزشان شدند با برخورهای و حشیانه و غیر انسانی این فرد مواجه شدند و آنها را از اتاق خود بیرون نمود و گفت: به هیچ وجه اجازه ملاقات به شما نخواهم داد.

از زمان دستگیری محمدرضا پور شجری تا به حال از وضعیت و شرایط او هیچ خبری در دست نیست.گزارشهایی حاکی از آن است که او در اثر شکنجه های جسمی و روحی چند بار از سلولهای انفرادی بند سپاه به بهداری زندان گوهردشت کرج منتقل شده است.مراجعات مستمر خانواده آقای پورشجری به دادگاه انقلاب و سایر مراکز برای اطلاع یافتن از وضعیت و شرایط عزیزشان تا به حال بدون پاسخ باقی مانده است.

لازم به یادآوری است وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پور شجری 21 شهریور ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزلش در کرج دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه در زندان گوهردشت کرج منتقل گردید و از آن زمان تاکنون از وضعیت و شرایط او هیچ خبری در دست نیست.

تصمیم گیری در مورد زندانیان سیاسی و خانواده های آنها توسط ولی فقیه علی خامنه ای صورت می گیرد و این تصمیمات ضد بشری بوسیله بازجویان وزارت اطلاعات و عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران به اجرا گذاشته می شود.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آبان ۰۱، ۱۳۸۹

به وخامت گراییدن وضعیت و شرایط جسمی فعال حقوق بشر محمد صدیق کبودوند در زندان


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" وضعیت و شرایط جسمی فعال حقوق بشر محمد صدیق کبودوند رو به وخامت گذاشته شده است ولی بازجویان وزارت اطلاعات و عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران مانع درمان او هستند.
فعال حقوق بشر محمد صدیق کبودوند از ناراحتی های حاد قلبی و پروستات و سردردهای شدیدا رنج می برد و ناراحتیهای او به حدی حاد شده است که جان این فعال حقوق بشر را در معرض خطر جدی قرار داده است. رگهای او مسدود شده است و این مسئله پیش از این باعث سکته قلبی وی شده بود. پزشکان بهداری خواستار اعزام او به بیمارستانهای خارج زندان و آنژیو شدن رگهای مسدود او شده اند و این مسئله را کتبا با اجرای احکام دادگاه انقلاب در میان گذاشته اند.
از طرفی دیگر ناراحتی پروستات که در زندان به آن مبتلا شده است بسیار حاد می باشد وباعث ایجاد دردهای شدیدی در او شده است . پزشکان بهداری به او گفته اند که تنها راه درمان آن عمل جراحی می باشد.او همچنین از سردردهای غیر معمول رنج می برد. بطوریکه در اثر این سردردها تا به حال یک بار دچار سکته مغزی شده است.
بهداری زندان به جای درمان جدی ناراحتیهای حاد او اقدام به تجویز قرصهای آرام بخش بسیار قوی می نماید که او را به لحاظ روحی دچار ناراحتیهای دیگری نموده است. این قرصها که محتوای آنها نامشخص می باشد باعث شده است که آقای کبودوند اکثر مواقع در خواب باشند. قرصهای آرام بخش دارای عوارضی مانند سرگیجه ،بی حالی و گاها در حین ملاقاتهای کابینی قادر به تشخیص اعضای خانواده خود نیست.
علیرغم توصیه های کم سابقه بهداری زندان مبنی بر بستری کردن این فعال حقوق بشر در بیمارستانهای خارج از زندان تا به حال با مخالفت بازجویان وزارت اطلاعات و دادستانی تهران عباس جعفری دولت آبادی مواجه شده است.آنها حتی به او اجازه نمی دهند تا مورد معاینه پزشکان قانونی قرار گیرد.
خانواده کبودوند بارها به دادستانی و سایر مراکز مراجعه نموده اند و خواستار مداوی او در بیمارستانهای خارج از زندان شده اند ولی تاکنون با خواسته های بحق این خانواده مخالفت نموده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،عدم درمان جدی فعال حقوق بشری که دچار ناراحتیهای حاد جسمی است و جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.
بر گرفته از سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

مهر ۲۸، ۱۳۸۹

شکنجه وحشیانه زندانی سیاسی افشین بایمانی در سلولهای انفرادی معروف به سگدونی



بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی افشین بایمانی در سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت کرج معروف به سگدونی تحت شکنجه های شدید جسمی پاسداربندها قرار دارد.
زندانی سیاسی افشین بایمانی 11 مهرماه در اعتراض به برخوردهای وحشیانه کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان گوهردشت کرج با توهین و برخورهای وحشیانه به سلولهای انفرادی بند1 معروف به سگ دونی منتقل گردید.
کرمانی و فرجی همراه با افسر نگهبان پاسدار میرزا آقایی و پاسداربند زینلی ،زندانی سیاسی افشین بایمانی را با پابند ،دست بند و چشم بند به اتاق شکنجه بردند و او را برای مدتی طولانی با باتونهای برقی و معمولی و شوکر مورد شکنجه های جسمی قرار دادند در اتاق شکنجه همچنین علی محمدی معاون زندان گوهردشت کرج و از مجریان قتل عامهای دهۀ 60 و بخصوص سال 67حضور داشت و اورا مورد شکنجه روحی قرار می داد.پس از شکنجه های وحشیانه جسمی او را به سلولی که دارای شرایط طاقت فرسا است منتقل نمودند.
پاسداربندهای سلولهای انفرادی به زندانی سیاسی افشین بایمانی اجازه ندادن که لباس و وسایل شخصی اش را با خود ببرد و او از زمان انتقال به سلولهای انفرادی فقط لباسی که بر تن داشت را دارد.پاسداربندها غذای او را به حداقل تقلیل نموده اند و استفاده از سرویسهای بهداشتی را 3 بار در 24 ساعت کاهش داده اند. پاسخ پاسداربندها در مقابل اعتراضات این زندانی سیاسی نسبت به شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی با ضربات باتون داده می شود.
کسانی که دستور انتقال و در شکنجه این زندانی سیاسی نقش مستقیم دارند عبارتند از علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان و کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان می باشند
لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی افشین بایمانی در سال 1379 هنگامی که با برادرش در استان خوزستان عازم سفر بود در یک ایستگاه بازرسی میان راه در حالی که توقف کرده بودند پاسداران آنها را به رگبار گلوله بستند. برادرش زنده یاد مهدی بایمانی در دم جان باخت و او زخمی گردید.مامورین وزارت اطلاعات او را دستگیر و به شکنجه گاه منتقل کردند سپس همسر باردارش را دستگیر نمودند و برای مدتی طولانی در بازداشت نگه داشتند.زندانی سیاسی افشین بایمانی ابتدا به دلیل هواداری برادرش و خودش به سازمان مجاهدین خلق محکوم به اعدام شد ولی پس از اعتراضات گسترده بین المللی حکم اعدام او به حبس ابد تبدیل یافت. او ابتدا در زندان اوین در بازداشت بسر می برد ولی بعد از مدتی از زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،انتقال زندانی سیاسی افشین بایمانی به شکنجه گاه بند 1 زندان گوهردشت کرج و مورد شکنجه های وحشیانه قرار دادن او که در حال طی محکومیت غیرقانونی و غیر انسانی خود می باشد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در ایران است.
بر گرفته از سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
28 مهر 1389 برابر با 20 اکتبر 2010

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed